آرشیو.میل

بازدیدکنندگان

موزیک

لينكدونی

يه‌حرف،يه‌روزنه

لیلی ،بی مرامی!

خیلی قبلنا میگفتی:یه قدم بیای طرفم ،ده قدم میام طرفت،میرفتی تو بیابونها و مجنونهای بیقرارتو صدا میکردی و میگفتی آهای منم لیلی تون،بعد دوباره غیب میشدی.
توی بیابون با یه بوته خار خودتو نشون میدادی،تو دریا با یه راه خشک،نجات بخش میشدی،با ضربه پای طفلی،چون رودی گوارا جاری میشدی.
معجزتو تو عصای یک پیر مرد،یه دست نوشته یا تو دستهای یک مسیح رو میکردی.
حالا زمونه عوض شده لیلی،بعد کلی خواهش والتماس ازهفت تاآسمون باید بگذریم،از روی دریاها و بیابونها و بیایم و هفت دور،دورت بگردیم تا تو رویا بهمون بگی:هی مجنون تو کجا اینجا کجا،من همه جا هستم!
برمیگردیم،یادمون مونده،خودت گفتی که من همه جا هستم،منم همه جایی باهات حرف میزنم ولی تو همه جایی جوابمو نمیدی،حتا یه جا،رو نشونم نمیدی.
لیلی بی مرامی،بی مرام
زمونه هی بد و بدتر میشه و مجنون هی بی چاره و بی چاره تر.مدام با خودش فکر میکنه نکنه تو فقط تو بیابونهایی؟وقتی با یه بوته خار،با مجنونت حرف میزنی،منکه میون تاک و گل انار ویاس و ختمی ام،چرا پس صداتو نمیشنوم؟یا تو زبونت عوض شده وامروزی فقط نجوامیکنی یا من عقب مونده ونفهم شدم.
هی لیلی نامهربونی نامهربون
دوره افسانه وناز گذشته،ظرف بعضیاروخیلی داری میشکونی،مجنون امروزی خودش خرد و شکسته است.ظرف شکسته حالیش نیست،دو کلمه حرف حساب دلش میخواد بشنوه.

لیلی ظرف شکن،پر کن جام را،پرکن...

 |

بهترين حالت صفحه نمايش ۷۶۸ در ۱۰۲۴ می‌باشد.

Powered by Blogger